X
تبلیغات
حسابداری نوين

حسابداری نوين
 
تقدیم به او که مرا شیفته حسابداری نمود ××استاد غلامرضا رضائی××

در حال حاضر و با وجود بحرانهای اقتصادی موجود وظیفه حسابداران و مدیران مالی در راه کمک به بهبود وضعیت مالی و تصمیم گیری های اقتصادی ، بیش از پیش نمود پیدا خواهد کرد به این صورت که شرکتها و موسسات می بایستی از نیروهای متخصص در زمینه امورات مالی خود استفاده کرده و از خدمات مشاوره ای اینگونه افراد (متخصص) بهره ببرند . در غیراینصورت اگر بخواهند به طریق سنتی کارهای خود را پیش برند از این بیشتر متحمل ضرر وزیان خواهند شد ولی بدلیل عدم حمایت از این حرفه ، تعداد زیادی از مدیران به جای استفاده از نیروی های متخصص در این زمینه ، بدنبال حسابداری می گردند تا ضمن پرداخت حق الزحمه کم از وی بعنوان بایگان نیز بهره برند .

در کشور ما بالاخص در بحث استفاده از نیروهای کارآمد در بخش امورمالی شرکتها و موسسات ، چندان استقبال زیادی نشده و نمی شود چون بیشتر مدیران متاسفانه هنوز به شکل سنتی حاضر به ادامه فعالیت هستند و سرمایه گذاری دز این بخش را نوعی اضافه هزینه برای شرکت قلمداد می کنند این در حالی است که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته حسابداران جزو ارکان نظام اقتصادی محسوب می شوند .

دلیل این امر را می توان در چند بخش عنوان کرد :

۱- اولین و مهمترین علت این است که در کشور ما اعتماد متقابل در هز زمینه ای از جمله شغل حسابداری وجود دارد که مانع از ایجاد ارتباط صمیمی مابین کارفرمایان و یا مدیران با حسابداران می شود . یعنی کارفرماهای قدیمی ما می خواهند که حسابدارشان کهنه کار باشد و به تازه کارها اعتماد ندارند و کارفرماهای امروزی نیز خواهان حسابداری هستند که بتواند فقط نرم افزار حسابداری بلد باشد و هیچکدام بعنوان یک حرفه به یک حسابدار نگاه نمی کنند .

۲- عدم حرفه ای بودن حسابداران فارغ التحصیل دانشگاهها باشد که بدون داشته تجربه و حتی حضور در یک دوره کارگاه عملی وارد بازار کار می شوند و فقط در دانشگاه بحثهای تئوری را یاد گرفته و اگر شانس بیاورند یک دوره بعنوان کارآموز در یکی از بانکها چند واحد می گذراند البته نه بعنوان کارآموز بلکه بعنوان بایگان و در مراجعه به شرکتها دچار تزلزل شده و باعث از دست رفتن اعتبار رشته تحصیلی و جایگاه حرفه حسابداری شده و ناخودآگاه نیز به از دست دادن اعتماد به نفس می انجامد .

۳- یکی دیگر از دلایل عدم استفاده بهینه از حسابداران ، نبود مرجع مشخص و حامی حسابداران در سطح جامعه است . یعنی حسابدار بایستی بعد از فارغ التحصیلی بداند که در یک انجمن و یا تشکل می تواند اسم نویسی نماید و از طریق این تشکل بتواند شغل مناسب پیدا کند و کارفرمایان نیز از طریق همین تشکل بدنبال حسابدار باشند و نه از طرق دیگر .

در عین حال و با وجود چنین فضائی ، حسابداران و کلا کسی که خود را حسابدار می داند ، نبایستی صرف داشتن مدرک دانشگاهی و یا آموزشگاهی را ملاک حسابدار شدن خود دانسته و وارد این حرفه شوند بلکه هر روزه با مطالعه و تحقیق و بررسی در رشته خود ، دانش علمی خود را با ببرند چون حسابداری فقط این نیست که بتوان سند نوشت و ... از سوی دیگر کارفرمایان نیز در انتخاب افرادی بعنوان حسابدار ، باید ملاک را بر تجربه بعلاوه دانش تخصصی گذاشته و از حسابدار فقط بعنوان حسابدار استفاده نکنند بلکه می توان بعنوان مشاور نیز بهره برند .

تشکلهای حسابداری موجود نیز با کمی تغییر در نحوه حمایت از حسابداران می توانند بیش از پیش این حرفه را اعتبار بخشند تا حسابداران و مشاوران مالی در اینگونه موارد (وجود بحران) نقشی پر رنگ تر داشته باشند .

نقش دولت را نیز در اعتبار بخشیدن به این حرفه نباید نادیده گرفت که در این مجال نمیگنجد .  

*متاسفانه ما عادت کرده ایم بعد از اینکه مریضی مان شدت یافت به پزشک مراجعه کنیم . *

 

                                           منبع : حسابداران موفق


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 توسط علی علیزاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
  • قالب وبلاگ
  • قالب پرشین بلاگ